خاطراتکار

جنگ های یک مهندس!

شهید مصطفی احمدی روشن

جنگ های یک مهندس

مصطفی می جنگید و جنگ‌ها برایش همه یا هیچ بود. این نبود که حالا میجنگم و یک جایی کوتاه می آیم. مصطفی می جنگید تا به هر آنچه که معتقد بود در مجموعه ای که در آن خدمت می کند برسد. نرسیدن در مرام او نبود. می جنگد حتی به قیمت آنکه از مجموعه اخراج شود. برای همین مصطفی از روزی که من یادم هست در معرض اخراج بود. می جنگید و هی می آمد بالاتر. میدانید برای چه؟ برای اینکه جنگ همه یا هیچ می کرد و همه را بدست می آورد. وقتی من و مصطفی با هم آشنا شدیم او یک کارشناس جزء بود. غیر از خدا هم هیچ کس را نداشت.

به نقل از: همکار شهید
منبع: کتاب جسارت علیه دلواپسی

جنگ آور پا برجا

از آن روز که به یاد دارم مصطفی همیشه رشد می کرد و دلیل این مسئله آن بود که تا آنجا که می توانست مبارزه می کرد و برای پیشبرد اهدافش می جنگید و هیچ وقت عقب نشینی نمی کرد.

به نقل از: همکار شهید
منبع: کتاب جسارت علیه دلواپسی

نقطه تمایز او

مصطفی چندین خصوصیت در حوزه کاری داشت که کمتر در کسی جمع می شود. اینکه روحیه خیلی شادی داشت، در کنار انرژی بالا، سواد بالایی داشت. چنین آدمی با این خصوصیات، کار را جهادی انجام میداد در حالی که ایمانی بسیار قوی و محکم داشت حالا یک فاکتور بسیار مهم را هم باید به اینها اضافه کنید که درست در همین نقطه او را از دیگران متمایز می کرد و آن شجاعت و روحیه جنگندگی مصطفی بود. معمولا آدمهایی که درس می خوانند و تحصیل کرده می شوند، محافظه کارند ولی شجاعت مصطفی در کار مثال زدنی بود. جرأتی داشت، دست به کارهایی میزد که شاید کسی حاضر نبود در چنان حوزه ای وارد شود. با خیلی ها در زمینه های مختلف کار بازرگانی کرده ام. مصطفی اما خیلی بیشتر از اینکه به فکر جایگاه و موقعیت باشد، انجام دادن کار برایش مهم بود. حالا نه اینکه جایگاه مدیریتی برایش مهم نبود ولی بیش از اینکه اینها برایش ملاک باشد انجام کار برایش مهم بود و خیلی عاقلانه دست به ریسک های بزرگ میزد.

به نقل از: همکار شهید
منبع: کتاب جسارت علیه دلواپسی

چه جور آدمهایی کم هستند

آدمی مثل مصطفی از نظر من کم است. آدمی که بایستد، شجاعت داشته باشد و با مدیرهایش بجنگد. مصطفی همیشه در معرض اخراج بود، نه اینکه مدیرهایش آدم‌های بدی بودند، نه. او حاضر به کوتاه آمدن نبود. اهل تسامح و تساهل نبود. اگر فکر می کرد چیزی درست است حتما انجام میداد. اهل این نبود که اگر فکر می کرد چیزی درست است و مدیر او طور دیگری فکر می کرد بگوید خب می رویم جلو ببینیم چه می شود. اهل کوتاه آمدن نبود، اینها را به صورت یک پدیده می گویم هرکسی می تواند از این حرف ها برداشت خودش را بکند. مصطفی اهل کوتاه آمدن نبود. حتی یک دفعه ما با هم بحث کردیم و من گفتم: به نظرم این واکنشی که در مقابل مدیرت نشان دادی خیلی تند است و در این اتفاقی که افتاده از نظر من حق با او بوده. ولی مصطفی می گفت: نه من اعتقادم این است و به نظرم در مورد فلانی ظلم شده و باید هر کاری که از دستم بر می آید انجام بدهم، در کار واقعا اهل تسامح و تساهل نبود.

به نقل از: همکار شهید
منبع: کتاب جسارت علیه دلواپسی

به زودی لازم است درباره شبکه روشن بحث کنیم. یکی از الزامات در این شبکه، کار با پیمانکاران است. در آن بحث معلوم خواهد شد که این بخش از کار اهمیت ویژه ای دارد.
اینک که بحث ما درباره بی اعتنایی ها به ظواهر و زوائد و در عین حال پایبندی‌ها به اصول است، به نظر لازم است اشاره ای مقدماتی و نه چندان مستقیم به تعامل مهندس مصطفی با یکی از پیمانکاران و مرور قضاوت او در قبال عملکرد مهندس روشن داشته باشیم. با این تأکید و توضیح دوباره که اهمیت این اشارات در بخشی که درباره شبکه روشن بحث خواهیم کرد، بیشتر خود را نشان میدهد.
یکی از پیمانکاران در مقطعی در دام یک توطئه می افتد، کار او به اعدام هم نزدیک می شود. او پیمانکار است و خارج از دایره ستاد. در ظاهر گرفتاری او هیچ ربطی به یک مدیر در ستاد ندارد. مهندس مصطفی به این ملاحظات ظاهری بی اعتنایی می کند. ما آن پیمانکار را هم پیدا کردیم و با او ملاقات کردیم.

۳۵ روز دلهره✓
یکی از پیمانکارهایش در چین دچار مشکل شده بود. مصطفی بی اعتنا به اینکه در چه جایگاه اداری است، پیگیری های فراوانی کرد تا آن پیمانکار را از زندان نجات داد بالاخره موفق هم شد و ایشان برگشت به ایران. مجازاتی که به آن دوست نسبت داده بودند، اعدام بود و خدا خواست و آن دوست برگشت. موساد در وسایلش در چین مواد مخدر گذاشته بود که حکمش اعدام بود. البته تا هفت جد آن آقا هم سیگاری نبودند. با پیگیری مصطفی ایران وارد عمل شد و آن دوست را برگرداند. در تمام ۳۵ روزی که آن دوست گرفتار بود من اشک می ریختم و قرآن می خواندم. از بس که مصطفی بی قرار بود.

به نقل از: مادر شهید
منبع: کتاب جسارت علیه دلواپسی

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن