خاطراتدانشجویی

شهید احمدی روشن در دوران دانشجویی به کار پژوهشی میپرداخت

جوانی مصطفی احمدی روشن

?درسی که با من داشت مکانیک سیالات بود. خاطرم هست؛ سال سوم آمد پیش من، گفت:« دوست دارم پژوهش کنم. تو آزمایشگاه پژوهشی وارد بشم و کارهای تجربی بکنم.»
گاهی وقت ها ما ادعاهای را خیلی جدی نمی گیریم. چون بعضی دانشجوها خیلی جدی نیستند. ولی مصطفی چندین بار رفت و آمد. تا این که دیدم خیلی مصر است که:« استاد، من حتما می خوام از همین الان وارد حوزه پژوهش بشم.»
گفتم: تو الان سال سه هستی، دانشجوها سال سه و نیم وارد می شن. قبلش هم یه کارآموزی دارن.
هنوز کارآموزی نکرده بود. گفت:« دوست دارم در کنار درس ها و فعالیت هام کار پژوهشی هم بکنم.»
این در حالی بود که همان موقع هم فقط کار علمی نمی کرد. کارهای فرهنگی غیرعلمی هم داشت. در بسیج دانشجویی فعال بود؛ در فعالیت های فوق برنامه دانشگاه، در مسجد دانشگاه، در هیئت الزهرا.
یکی از کارهای فرهنگی‌اش جمع‌آوری اطلاعات مربوط به شهدای دانشگاه بود. چون خود من هم سال پنجاه و هشت که وارد این دانشگاه شدم همین کار را می کردم، برایم جالب بود.
خلاصه وقتی دیدم خیلی جدی است، همان موقع با آقای دکتر موسوی صحبت کردم. گفتم: این دانشجو دوست دارد کار کند.

?دکتر موسوی داشت روی جداسازی گازها کار می کرد. استقبال کرد. گفت: بیا تو آزمایشگاه.
مصطفی رفت آزمایشگاه و به عنوان دستیار دکتر موسوی مشغول به کار شد. آستین بالا زد و کارهای پژوهشی قشنگی را کنار سایر اعضای گروه انجام داد.
آن موقع تازه بحث کار روی غشاها در کشور مطرح بود. طرح این موضوع کاملا نو بود. نتیجه کاری که انجام شد مقالات ISI بود.
آن زمان مقاله مقاله ISI دادن مثل امروز نبود. یگ چیز نویی بود. یکی- دوتا مقاله در مجلات خوب دنیا منتشر کردند که اسم مصطفی هم در آن بود.
بعد که این کار شروع شد، ما گفتیم نهایتا پایان نامه کارشناسی را هم همین موضوع قرار می دهیم. پایان نامه ای که معمولا هرکسی ممکن است یک ماه تا سه ماه کار کند، او حدود یک سال و اندی کار کرد و الحمدلله کار ارزنده ای هم شد.

?به نقل از استاد شهید
منبع: کتاب من مادر مصطفی

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن