چند رسانه ایخانواده و ازدواج

شهید احمدی روشن هر چند ماه یک بار، یک مسئولیت بالاتر می گرفت

بعد مدت ها هم که خانه می آمد، تلفن همراهش مدام زنگ می خورد و خواب برایش نمی گذاشت. کارش با تلفن دنبالش بود! خودش با خوش رویی جواب می داد. مادرش اگر بود و مصطفا چشمش گرم خواب می شد، آهسته گوشی را بر می داشت تا پسر کمی بخوابد.

تخت گاز می رفت. هر چند ماه یک بار، یک مسئولیت بالاتر و مهم تر می گرفت. خواهرش به شوخی می گفت: «مصطفا! این جوری، چند ماه دیگر دبیر کل سازمان ملل می شوی ها!» همسرش با خنده می گفت: «اینقدر برایش دعا نکنید که بالاتر برود. یک وقت آن قدر بالا می رود که نه شما می بینیدش نه من». راست می گفت.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن