خاطراتکار

چرا شهید احمدی روشن ادامه تحصیل نداد؟!

به یکی از فصل های نسبتا طولانی در این دفتر می رسیم. باید بدانیم که مشغله های علمی مهندس روشن چه بوده است؟
چرا استنباط استاد او که خود، رئیس یکی از مراکز علمی مهم این کشور است، آن است که ادامه تحصیل مصطفی درجه پایین تری از حيث اهمیت، نسبت به کاری که در عرصه علمی انجام می‌داده داشته است؟
یا اینکه چرا رئیس دانشگاهی چون صنعتی شریف می گوید: احمدی روشن پس از عبور از مسیر علمی که طی کرده اگر وارد دانشگاه می شد، محیط آموزشی را می توانست تحت تأثیر یافته ها و دانسته ها و تجارب گرانبهایی که بدست آورده قرار دهد؟
باید بدانیم که مسیری که او در عرصه علمی و عملیاتی طی کرده چه بوده که وی وسوسه مدرک تحصیلی را کنار گذاشت؟
به چه دلیلی با وجود اینکه مهندس مصطفی به ادامه تحصیل و درس خواندن به شدت علاقه داشت اما بین نیاز کشور و علاقه اش اولویت بندی کرد؟

اولویت هایش را با دقت مطالعه و انتخاب می کرد

در مراودات محدودی که با مهندس روشن در دوره تحصیل و بعد از آن و تا شهادتش داشتم با دقت روند کار او را دنبال می کردم چون او را از همان اول، دانشجوی متفاوتی دیده بودم و بر خود وظیفه میدانستم مراقبش باشم و اگر چیزی به ذهنم می اید به او بگویم. رک و راست بگویم امور او را دنبال می کردم اینکه کجا رفته؟ کجا هست؟ حتی از خانمش که در دانشکده شیمی رفت و آمد داشتند خیلی سراغش را می گرفتم. در همه این ایام وقتی با هم روبرو میشدیم و من از ذهنیت او و از مسیری که انتخاب کرده و از اولویت‌های او که آگاه می شدم، پیش نیامد که به او تذکر بدهم چرا ادامه تحصیل نمی‌دهی
چون ملاحظه می کردم او اولویت هایش را دارد با دقت و مطالعه انتخاب می کند.

آنچه برایش مهم نبود

هیچوقت نشد درباره اینکه چرا ادامه تحصیل نمی‌دهد با هم صحبت کنیم. بعدها به دلیل این امر فکر می کردم. می‌دانید چرا پیش نیامد درباره اهمیت و ضرورت ادامه تحصیل با او صحبت کنم؟ چون او همیشه و همواره و یکسره دنبال این بود که وظیفه اش در قبال دین و میهن چیست؟ «من» در ذهن مصطفی هرگز وجود نداشت. چیزهای مهمتر از این حرف‌ها در ذهنش بود. اینکه کلاس بگذارد یا موج خارج رفتن او را فرا بگیرد، به اطراف ذهن او هم نرسیده بود. مثلا می گفت: غزه جنگ شده بروم آنجا، تنبلی هم نمی کرد که از زیر درس در برود. از روی همین که تشخیص داد فلان کار را باید انجام بدهد، یا اینکه فلان کار اولویت دارد، به ادامه تحصیل بی اعتنایی نشان داد. می توانم بگویم که اصلا ادامه تحصیل و این حرفها برایش مهم نبود.

یاد یک حکایت علم جویی به خير

اگر مهندس روشن تشخیص میداد مسیر نابودی اسرائیل از معبر گرفتن دکتری می گذرد، شک نکنید که فی الفور می رفت دکترا می خواند. معیار و خط کش او ظواهری چون ادامه تحصیل نبود. به این فکر می کرد که کجا مفید است. در مورد تحصیلات و اولویت ادامه یا عدم ادامه تحصیل مهندس روشن همیشه به یاد مثالی می افتم: یک طلبه ای بود که اسمش خیلی طولانی است، او بعدها به سردار کابلی معروف شد. موضوع مربوط به دوره قاجار است. کابلی یک طلبه معمولی بود. در آن ایام خبر آمد فرانسوی ها با تجهیزات پیشرفته به این نتیجه رسیده اند قبله مسجدی که حضرت رسول (ص) در آن نماز اقامه می کرده اند، نیم درجه نسبت به کعبه اختلاف جهت دارد. آن هم مسجد ذوقبلتين. قصه مسجد ذوقبلتین را لابد می دانید. شما همین حالا هم که به مدینه می روید می توانید به این مسجد بروید و ببینید که در این مسجد دو قبله وجود دارد. یک قبله به سمت مسجدالاقصی و یک قبله به سمت کعبه است. جهت این دومین قبله جناب جبرئیل به دستور خدا به حضرت رسول نشان داده است. حالا فرانسوی ها با تجهیزاتشان معلوم کرده اند که جهت قبله‌ای که در این مسجد به سمت کعبه است نیم درجه انحراف دارد. این حرف برای شیخ کابلی سنگین تمام می شود. طلبه افغان این را می شنود و می‌گوید مگر امکان دارد قبله ای که حضرت رسول(ص) در آن جهت نماز اقامه کرده اند اختلاف جهت داشته باشد؟ آن هم جهتی که جبرئیل از طرف خدا تعیین کرده است. بررسی این ادعای فرانسوی ها در آن مقطع به دانستن ریاضی و هندسه یا به زبان امروزی هندسه و مثلثات کروی و نجوم نیاز داشت. این بررسی یک ریاضی‌دان قوی می خواست. جالب است بدانید که آن طلبه برای بررسی آن ادعا رفت و چهل سال به آموختن و مطالعات ریاضی، هندسه، نجوم، زمین شناسی، فلک شناسی و اخترشناسی پرداخت. او پس از این چهل سال توانست ثابت کنند فرانسوی ها اشتباه کرده اند و علت هم خطای دستگاهشان بوده است او ثابت کرد اورشیلم و مکه و مدینه همه در یک خط صافند و آن صد و هشتاد درجه ای که حضرت چرخیدند از مرکز مکه می گذرد. او برای اثبات این مسئله یافته ها و محاسبات بسیار دقیقی به جامعه علمی ارائه کرد. هیچ کس هیچ گاه به سردار کابلی آقای دکتر نگفت اما او کاری را پیش برد که فراوان بودند دارندگان مدارک تحصیلی در آن مقطع نتوانسته بود آن کار را انجام بدهند. جالب است بدانید که در آن مقطع به هر دلیلی ریاضی در حوزه های علمیه دینی خیلی بها نداشت.

به نقل از: استاد شهید
منبع: کتاب جسارت علیه دلواپسی

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن